ديروز ولنتاين بود. حتماً ديگه توی همين دو سه ساله خيلیهامون فهميديم 14 فوريه روز ولنتاين و يا همون روز عشاق هستش. اين مراسم رو همه جای دنيا با تقديم كادو بهم ديگه جشن میگيرند و تقريباً اين قضيه فقط مختص به زوجهای جوان و دوست دختر، پسرها نميشه البته اينجور كه از ظواهر امر، معلوم و مشخصه اينه كه توی ايران، بویفرند و گرلفرندها اين قضيه رو خيلی جدیتر از جاهای ديگه دنيا ميدونند و عملاً اين روز مختص همۀ اونهايی كه دوستشون داريم نيست بلكه فقط و فقط مختص اونیه كه خيلی دوستش داريم و اين با مطلب قبلی خيلی فرق داره! چون اگر اينجوری نبود ديشب ساعت 11 شب كه ديگه همه چيز تموم شده بوده بود و آبها از آسياب افتاده بود، برای من SMS ولنتاين مبارك نمیاومد. ملّت هم فكر میكنند من خرم و هيچی حاليم نيست. همهشون رفتند عشق و حالشون رو كردند كادو و ماچ و فرنچكيسشون رو دادند و گرفتن حالا كه خسته و كوفته رسيدند خونه و ديگه رمق ندارند با اين ديد كه ولنتاين مختص همۀ اونهايی هست كه دوستشون داريم برای من SMS محبّتآميز زدند تا اينجوری يه منّتی هم بذارند روی سر و كول بنده!

توی اينكه اين روز از كجای تاريخ دراومده و چی بوده و چی شده اينقدر حرف و حديث هست كه ديگه تقريباً ولنتاين به افسانه شبيه شده. توی ايران 4-5 ساله كه اين روز بشدت با استقبال جوانها روبرو شده. فكر نكنم توی قلب اروپا و ناف آمريكا، جماعت اينجوری خودشون رو به آب و آتيش بزنند و با اين شدت و حدّت از ولنتاين استقبال كنند! متاسفانه زمانی كه ما جوانكی بوديم، خوش قد و قامت و سری آب و شانه میكرديم آلاگارسون و دختركان بسياری در پی ما غش و ضعف میكردند اين چيزها اصلاً وجود خارجی نداشت ولی ماشالله ديروز كمتر جوونی رو ميديدی تك و تنها توی ميدون سجاد باشه. انگاری اگر تنهايی اومده بودند بيرون پليس اونها رو میگرفت!
با اينكه هوای مشهد بارونی بود و از صبح بارون ميومد ولی چهره شهر بخصوص توی بعضی از نقاطِ خاص مثل خيابون وليعصر، كريمخان، سجاد و پاساژ قائم، پاسداران، ميلاد نور متفاوت از روزهای ديگه بود. معمولاً توی ايران كادوهای ردوبدل شده يه سری چيزهای خاص و مشخص هستش كه عروسك و شكلات با بستهبندیهای قلب مانند و قرمز رايجترين اونهاست ولی سمبل ولنتاين چيزهای زيادی هستش مثل: يه قلب ساده كه گاهی يه تيری هم از ميونش رد شده به معنای، آی عشق من! يه شاخه گل رز. كبوتر و مرغ عشق كه نمادی از مهر و وفاداری هستش و اين روزها هم چقدر اين واژه بين ماها معنا و مفهوم پيدا كرده! كيوپيد ( Cupid ) همون پسر خوشگل و كونبرهنهای هست كه يه تير كمون دستش و داره اونرو ميكشه. كيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايی هستش و معنی لغوی اون يعنی آرزو. تور، گرههای عشقی با طناب و نخ و سيم و اينجور چيزها، روبان قرمز و ... اينها همه نشونه و سمبلهايی از روز ولنتاين هستش.
بنظرم اينكه زور بزنيم تا ولنتاين رو ايرانيزه كنيم فايدهای نداره ( اگه زرنگ بوديم بايد قبلاً اينكارو میكرديم ). اين روز و اين مراسم با همين شكل و قيافه ديگه توی جامعۀ ايرانی جا افتاده بنابراين هيچ ايرادی نداره كه همه، همين 14 فوريه رو روز ولنتاين بدونيم. ديگه همه چيز غرب كه عيب و ايراد نداره و نَنگ و عار نيست. همه چيز رو هم كه نبايد شكل و شمايل سنتی بهش بديم. مثل اول ماه مه كه همه جای دنيا روز كارگر هست و توی ايران هم همون روز ( 11 ارديبهشت ) رو روز كارگر ميدونند. بنظرم هر چيزی كه ملّت رو شاد و خوشحال كنه ميتونه يه انگيزه مثبت و موثر برای اين نسل غمگين و غمزده باشه. حالا چه ولنتاين باشه چه كارتون يوگی و دوستان.

با تشكر : محمد رضا رايكا